ضمن عرض تسلیت و تعزیت به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) 

مـدینـه ایـن روزهـا چـه خالی است، بـی روی مـاه زهـرا سـلام الله علیها.....

یـوسف گـمگشته شـهر نـبی! چـه سـخت است کـه قـرن هـا مـنـتظر اذن ظهوری

تـا جـواب "یـا مهدی" مـادرت در پـشت در سـوخـته را بـدهی ...

از علی "ع" درباره ی فاطمه "س" پرسیدند...

فرمودند: بهترین کمک کار من در بندگی خدا

"السلامو علیک ایتها الصدیقه الشهیده"...

اللهم عجل لولیک الفرج . . .

✥✥✥ متن ادبي " غيرت فاطمي " ✥✥✥

تو ستون استحکام عرشی بانو! این‌گونه بر زمین نیفت

برخیز؛ وگرنه آسمان بر زمین سقوط خواهد کرد. برخیز و چنین رنجور به دیوار

تکیه نده که تمام عالم به تو اتکا دارد.

برخیز! همه زخم‌هایت را پنهان کن تا دشمن، آرزوی پیروزی را برای خویش به

گور ببرد.

هنوزباید باشى. هنوزاسلام نیازمند خطبه‌های توست. هنوز امیرالمؤمنین علی(ع)

انقلاب و غیرت فاطمى تو را پشتوانه خویش می‌خواهد. برخیز وبا همین نیمه‌جان

مجروح، با همین پیکر زخم‌خورده در کوچه‌های شهر جاری شو.

در تمام خانه‌های خواب برده را با دست‌های عصمت  خویش بکوب تا بیدارشان

کنى؛ تا تنها ماندن حجت خداوند را بدانند  وبه پا خیزند، تا پای‌مال شدن وصیت

ومیراث رسول را سکوت نکنند پس از تو غمگین نباید بود اکنون که تو رفته‌اى،

تمام  دردهایت  به پایان رسیده‌اند. اینک در جوارپیامبرخاتم نشسته‌ای و بی‌شک،

غصه‌هایت  را  سربردامان اوازیاد می‌برى. امّا اندوه من ازبی‌تو ماندن است...،

ازتنها  شدنِ  حقیقت  بر روی  این خاک پرفریب...، از درد دل‌های تلنباری که

پس از تو تنها قلب پرسکوت چاه، یارای شنیدنش را خواهد داشت تو را پنهان از

چشم‌های بخیل روزگاربه خاک سپردم تا حسرت دیدار مزارت تا قیامت، دل‌های

 گنهکارشان  را  به آتش  بکشد. تو را که ناموس حق بوده‌اى، دور ازدست‌ها و

چشم‌های نامحرم زمین دفن کردم.بگذارهمه تا ابد بدانند دخترمعصوم رسول خدا

(ص) چنان ازامت خویش درستم بود که نخواست هیچ‌کسنشان مزارش را بداند.

بگذار این  بی‌نشانى ، به  نشانه  اعتراضی  ابدی  در دل  تاریخ  جاودانه  شود.

اینک  من  برای روزهای  بعد ازاین غمگینم؛ روزهایی که باید بی‌تو نفس کشید

وسکوت کرد و خون  دل خورد. من برای این  دنیای ستمکارو درغفلت غمگینم

که  از این  پس  قرار است  نشانه‌های  خداوند  را  بر روی زمین، یک به یک 

بیازارند وبرگمراهی  خویش بیفزایند. ازاین پس اندوه من ابدی‌است؛ تا آن زمان

که به  تو  بپیوندم. شانه‌ای  که  پس  از تابوت  تو خسته  و غمگین به خانه باز

می‌گردد، هیچ آرزویی جز ندیدن  دنیا ندارد.  دیگر دنیا با تمام فراخی‌اش برای

من  تنگ  است ؛ وقتی  تو را  در هیچ  جای  زمین  نمی‌توان  سراغ  گرفت.

دیگرهیچ‌کس انگار در دنیا  نیست؛ وقتی  بین  ازدحام مردم، بانوی بهشتی من

حضور ندارد.

آه بانو! این کلبه محقربا توفردوس برین بود برای من...، برای من و فرزندانی

که دیگر طاقت نگاه‌های سوگوارشان را ندارم.

وقتی که توبودى، سفره خالی و بی‌رونقمان گوارا بود؛ آنچنان که گویا مائده‌های

آسمانی برایمان پهن بود و گرسنگی را کنار این سفره بی‌نان، با شمیم بهشتی تو

از یاد می‌بردیم.

بانو! هنوز زمین نیازمندت بود.هنوزگرسنگان مشتاقند که در خانه تو را بکوبند

و تو افطار فقیرانه  خود و خانواده‌ات را  انفاق  کنی  و با  لب‌های  روزه‌ دار،

ازخداوند بشنوی که: «وَیُطْعِمُونَ الطّعَامَ عَلَى حُبّهِ مِسْکِیناً وَیَتِیماً وَأَسِیراً».

مسعود ابره دری

متن های ادبی شهادت حضرت زهرا ، شعر فاطمیه ، بزم اشک


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۴ توسط شهر باران