** عرض تسلیت و تعزیت به مناسبت تاسوعای حسینی و عاشورای حسینی **

ستاره از نگین بر خاک افتاد

قمر از روی زین بر خاک افتاد

گل سرخی ز دامان پیمبر

برای حفظ دین بر خاک افتاد

السلام علی الحسین و علی عباس الحسین

یا حسین امشب شب دیدار اوست

او که عالم نقطه پرگار اوست

یا حسین خونت گواهی بر جلالش میدهد

خود نهاد این نام بر تو نام تو تکرار اوست

باز دیشب دل  هوای عشق  کرد آرزوی  کربلای عشق کرد با نوای نی، دلم دمساز

شد سوی دشت خون، سفرآغاز شد با نوای نی چه حالی داشتم لحظه های بی زوالی

داشتم نی نوای نینوایی ساز کرد نی هم آن شب عقده  دل  باز کرد چشم دل وا کردم

آنجا نوربود سرزمین عشق و حال و شور بود نینوا بود و خدا بود  و حسین وسعت

کرببلا بود  و حسین  کربلا  یعنی  کمال  بندگی  کربلا یعنی  رها در زندگی کربلا

یعنی عطش درموج خون کربلا یعنی طپش، مستی،جنون کربلا یعنی شهود لاله ها

کربلا یعنی عروج ناله ها.

میرم بخوابم بابایی

حالم خرابه بابایی

عمه دلش خوش باشه که

رقیه خوابه بابایی

السلام علیک یارقیه بنت الحسین

الحــــق کــه بــه تـــو ، نـــام قمــــر می آیـــــد …

ای مـــاه تــرین عمـــوی دنیــا ، عبــــــاس

عشق یعنی وقتی صدای یاحسین رو بشنوی….

نا خدآگاه بگی…

امان از دل زینب….


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام مهر ۱۳۹۴ توسط شهر باران

دانستی هایی که لازمه بدانید گر چه مطلب طولانیه اما بدون خوندن ازش نگذرید 

"السلام علی الحسین وعلی علی ابن الحسین  و علی اولاد الحسین وعلی اصحاب

الحسین(ع) " فهرستی از اسامی کسانی که در واقعه ی عاشورا نقش آفرینی کرده

و در قتل  فرزند  نوه ی  ر‌سول الله (ص) دخیل  بودند  به همراه درج سرانجام و

 چگونگی مرگ آن ملعونین که من الازل والی الابد مورد لعن و نفرین پیروان و

محبین رسول الله (ص) و خلفای راستینش واقع هستند

عاملان اصلی جنگ مقابل ابا عبدالله (ع) و عاقبت خفت بار آنها ..

نام ﺷﻤﺮﺑﻦ ﺫﯼﺍﻟﺠﻮﺷﻦ... نقش وی درکربلا: ﻧﻘﺶﺁﻓﺮﯾﻦ ﺍﺻﻠﯽ ﺟﻨﺎﯾﺎﺕ ﮐﺮﺑﻼ ﺻﺪﻭﺭ

ﺩﺳﺘﻮرﯾﻮﺭﺵ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏(ﻉ‏) ﻭ ﯾﺎﺭﺍﻧﺶ . سرانجام وچگونگی مرگ :

ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺛﻘﻔﯽ ، ﮔﺮﺩﻥ ﺯﺩﻥ ﺍﻭ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﻭﯼ ﺩﺭ ﺭﻭﻏﻦ ﺩﺍﻍ ...

 نام ﺣﺼﯿﻦ ﺑﻦ ﻧُﻤﯿﺮ نقش وی در کربلا : ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺗﯿﺮﺍﻧﺪﺍﺯﺍﻥ ﻟﺸﮑﺮ ﻋﻤﺮ ﺑﻦ ﺳﻌﺪ ﻭ

ﺗﯿﺮﺍﻧﺪﺍﺯﯼ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏(ﻉ ‏) سرانجام و چگونگی مرگ : ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻦ ﺍﺷﺘﺮ ﺟﺴﺪ

ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ ﻭ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺑﻪ ﮐﻮﻓﻪ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ، ﺳﺮ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﻭ ﻣﺪﯾﻨﻪ

ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﺭﺱ ﻋﺒﺮﺗﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ .

نام ﻋﺒﯿﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺯﯾﺎﺩ نقش وی درکربلا : ﺩﺭ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﮐﺮﺑﻼ ، ﻫﻤﻪ ﺟﻨﺎﯾﺖﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ

ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻋﺒﯿﺪﺍﻟﻠﻪ ﺗﺤﻘﻖ ﯾﺎﻓﺖ ﻭﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﺰﯾﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻧﻘﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﻓﺎﺟﻌﻪ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ

 سرانجام و چگونگی مرگ : ﭼﮑﯿﺪﻥ ﻗﻄﺮﻩ ﺧﻮﻧﯽ ﺍز ﺳﺮﻣﺒﺎﺭﮎ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏( ﻉ ‏)

ﺑﺮﺭﺍﻥ ﺍﻭ ﻭ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺁﻥ ﺯﺧﻢ ﺗﺎ ﺁﺧرﻋﻤﺮ، ﺟﺴﺪﺵ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻦ ﻣﺎﻟﮏ ﺍﺷﺘﺮ

ﺑﻪ ﺁﺗﺶ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺷﺪ .

 نام ﺷﺒﺚ ﺑﻦ ﺭﺑﻌﯽ نقش وی در کربلا :ﺑﺎ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏

(ﻉ ‏) ﺯﺩ سرانجام و چگونگی مرگ : ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻦ ﻣﺎﻟﮏ ﺍﺷﺘﺮ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺭﺍﻥﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ

ﺑﺮﯾﺪ ﺗﺎ ﻣﺮﺩ. ﺳﭙﺲ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺟﺴﺪﺵ ﺭﺍ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ ...

 نام ﺣﺮﻣﻠﺔ ﺑﻦ ﮐﺎﻫﻞ نقش وی در کربلا : ﭘﺮﺗﺎﺏ ﺗﯿﺮ ﺑﺮ ﮔﻠﻮﯼ ﻋﻠﯽﺍﺻﻐﺮ( ﻉ ‏)

سرانجام و چگونگی مرگ : ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺛﻘﻔﯽ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﺑﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﺗﯿﺮﺑﺎﺭﺍﻥ ﮐﻨﻨﺪ ...

نام ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺍﺑﯽ ﺣُﺼﯿﻦ نقش وی در کربلا : ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ ‏( ﻉ ‏) ﺑﺴﺖ

ﻭ ﺑﺎ ﺑﯽﺷﺮﻣﯽ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﮔﻔﺖ :ﺍﯼ ﺣﺴﯿﻦ! ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺟﺮﻋﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﺏ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ

ﭼﺸﯿﺪ ﺗﺎ ﺍﺯﺗﺸﻨﮕﯽ ﺑﻤﯿﺮﯼ .سرانجام و چگونگی مرگ :ﺑﻪ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏(ﻉ ‏)

ﻣﺒﺘﻼ ﻭ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺍﺳﺘﺴﻘﺎﺀ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﺪ .


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۴ توسط شهر باران

سلام من به محرم

**************** 

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا 

بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش 

بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش 

سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی 

به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدی 

سـلام من بــه مـحـرم  بـه کـربـلا و جـلالــش 

به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب 

بـه بــی نـهــایــت داغ  دل شـکــستــه زیـنـب 

سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل 

بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر 

بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر 

سلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم 

به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر 

به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر 

سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه 

بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش 

بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش 

سلام من بـه محرم  بـه مسـلـم و به حـبـیـبش 

به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش 

سلام من بـه محرم  بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب 

بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب 

سلام من به محـرم  به شـور و حـال عیـانـش 

سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ توسط شهر باران

 

❁ السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)❁

 ❁❁❁❁❁❁❁❁❁❁❁❁❁❁❁

روزی پیغمبر خدا حضرت محمد(ص) از یه قبرستانی داشت عبور،،، میکرد

یه وقت دید از داخل  یکی ازقبرها صدای نعره ای میامد آمد بالای سرقبرپاش

رومحکم زد رو زمین و فرمودند:ای بنده ی خدا پاشو وایسا.

قبر شکافته شد یه جوانی ازتو قبراومد بیرون از تمام بدن این جوان آتش میزد

بیرون، رسول خدا  فرمودند: ای جوان تو ازامت کدام پیامبری که اینقدرعذاب

میکشی؟

عرض کرد یا رسول الله از امت شما

پیامبر خیلی دلش به حال جوان سوخت

پیامبر فرمود: تارک الصلات بودی؟

جوان گفت: نه یا رسول الله من پنج وعده نمازم رو به شما اقتدا میکردم

پیامبر: روزه نگرفتی؟

جوان: یا رسول الله نه فقط رمضان بلکه رجب وشعبان ورمضان روهم روزه

میگرفتم.

پیامبرفرمودند: ای جوان حج نرفتی؟

گفت: مستطیع نشدم

پیامبرفرمود: جهاد نکردی؟

جوان گفت: چرا جانباز یکی ازجنگ ها هستم

پیامبراکرم سرشو بالا گرفت وفرمود: خدایا من نمیتونم عذاب کشیدن امتم را ببینم

به من بگو این جوان چرا اینقدرعذاب میکشه،،،؟

خطاب رسید یا رسول الله حقت سلام  میرساند ومیفرماید این جوان آق مادرشده تا

مادرش رضایت نده عذاب همینه.

پیامبر به سلمان، ابوذرو مقداد میفرماید برید مادر این جوان رو پیدا کنید.

رفتند مادرشو پیدا کردند.یه پیرزن ضعیف و رنجور ومریض احوال بودند.

رسول خدا باز امر کرد قبر شکافته شد جوان از قبر آمد بیرون.

پیامبر فرمودند: مادر ببین پسرت چطورداره عذاب میکشه .بیا ازسرتقصیر

پسرت بگذر و حلالش کن.

مادر جوان: سرشوبالا گرفت و گفت: ای خدا  اگر حق مادری بر گردن این پسر

دارم لحظه به لحظه عذاب پسرمو زیاد کن و کم نکن!!!

تمام بدن این جوان آتش گرفت

رسول خدا فرمودند: آخه زن این بچه مگه در حق تو چه بدی کرده که تو لحظه

به لحظه داری نفرینش میکنی؟

عرض کرد یا رسول الله من با زنش یه روز تو خونه  مشاجره  کردم، دعوامون

شد، ازراه رسید ازمن نپرسید همینجوری منوهل داد تو تنورآتش سینه ام سوخت،

موهام سوخت، قسمتی ازبدنم سوخت، زن ها منوازتوآتش کشیدن بیرون لباسهام

روعوض کردند.

همون سینه سوختمو دردست گرفتم  در حق پسرم نفرین کردم سه روز بعد مرد.

رسول خدا فرمودند:ای زن میدونی که من پیغمبررحمتم به خاطر من بیا ازتقصیر

جوانت بگذر.

سرشو بالا گرفت وگفت: ای خدا به حق این پیغمیر رحمتت قسم میدهم که لحظه

به لحظه عذابو به پسرم زیاد کن که کم نکن!!!

رسول خدا به سلمان فرمودند: سلمان برو به فاطمه ام بگو تنها نه علی هم بیاره،

حسن و حسین روهم بیاره.

سلمان رفت درخانه به فاطمه(س) گفت:پیامبر پیغام داده سریع بیایید.

مادر ما زهرا(س) آمد، علی(ع) ،حسن(ع) و حسین(ع) هم اومدند.

اول مادر ما حضرت زهرا (س) رفت جلو فرمودند:ای  زن میدانی من فاطمه

حبیبه ی خدا هستم

گفت:آره

فرمود: ای زن به خاطر من فاطمه بیا از سر تقصیر جوانت بگذر.

زن سرشو گرفت بالا صدا زد: خدایا به حق حبیبه ات فاطمه قسم میدهم لحظه

به لحظه عذاب پسرمو زیاد کن و کم نکن.

دوباره آتش از بدن جوان زد بیرون.

این بار امیرالمومنین علی(ع) رفت جلو و فرمودند:ای زن به خاطر من بیا از

سر تقصیر پسرت بگذر.

زن گفت: خدایا به حق علی (ع) قسم میدم لحظه به لحظه عذاب پسرم را زیاد

کن..........

نوبت رسید به اقامون امام حسن(ع).اومد جلو وفرمودند:ای زن بخاطرمن بیا

از سر تقصیر پسرت بگذر.

زن گفت: خدایا  به  این غریب  مظلوم تورو قسم میدم لحظه به لحظه عذاب

پسرمو زیاد کن و کم نکن.

نوبت رسید به آقای ما حسین(ع)

اومد مقابل این زن ایستاد،ایشان خردسال بود چون دامن زن رو گرفته بود و

سرشو گرفته بود بالا و فرمودند:ای زن به خاطر من بیا از سرتقصیرجوانت

بگذر.

زن سرشو گرفت بالا یهو دیدند رنگ از رخسار این زن پرید به دست وپای

حسین(ع) افتاد وعرض کرد: خدایا پسرمو به حسین بخشیده ام.

پیغمبرخدا(ص) فرمودند: که ای زن چی شد؟ من،فاطمه ،علی،حسن خواستیم

قبول نکردی چی شد که حسین؟

عرض کرد: یا رسول الله  سرمو گرفتم  بالا  در حق  جوانم نفرین بکنم دیدم

فرشتگان درآسمان میگن ای زن مبادا دل حسین رو بشکنی،،،،، 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ توسط شهر باران